مهربان پروردگار !
به پاسداشت مهرورزي تو ، روزه گرفتيم و اکنون به نماز فطرت ، پاک مي رويم
و در آبي رحمتت روح و جان مي شوييم و تن پوش آمرزش
بر تن مي نماييم ...
و در اين لحظه هاي سبز استجابت دعا شاخه هاي نخل آرزو را در دست مي گيريم
و ظهور موعود آخرين را از تو مي خواهيم.
درود بر فطر فطرت, سلام بر فطر ذکر و نيايش تا ... رمضاني ديگر ... و شب قدر و روزهاي روزه اي ديگر, که زنده باشد و رخت به عالمي ديگر کشيده باشد، خدا بهتر ميداند.
عيد بر همگان مبارک
نویسنده » کوثر » ساعت 1:21 صبح روز شنبه 21 مهر 1386

حافظ در نيمه قرن چهاردهم ميلادي مي زيست ، تاريخ دقيق ولادت او را نمي دانيم شايد هنگام مرگ بيش از شصت سالگي را گذرانده بود . مرگش در سال 1389ميلادي روي داد . زندگي او در يکي از پر آشوب ترين دورانهاي تاريخ ايران ، ميان دو هجوم عظيم مغول و تاتار سپري شد . اميراني که در آن زمان حکومت مي کردند غالبا از نژاد بيگانه بودند . فرمانروايي اين حکام ثباتي نداشت اين بي ثباتي سياسي و اجتماعي تبعا همه ارزشهاي اخلاقي و معنوي را زير و رو کرده بود ، اما در اين حال کساني بودند که با سر سختي در مقابل اين فساد به بهاي جان خود مقاومت مي کردند.
اما در ايران کسي را نخواهي يافت که نام حافظ را نداند و تقريبا هرکسي لاقل چند بيتي از شعر او را از بر دارد در خانه هر ايراني با سوادي دست کم يک جلد از ديوان او هست. از چند قرن پيش ايرانيان بر حسب عادت در کام و ناکامي به ديوان او روي مي آورند . شعر او در حکم هاتف غيب است و به آواز مي خوانند و يا در هر مناسبتي از آن شاهد مي آورند. همين نکته را درباره بيشتر ملت هابي آسيايي مي توان گفت ، مسلمانان هند و پاکستان ،افغانان ،ساکنان آسياي ميانه، ترکان، مردم بين النهرين و کشورهاي ديگر اين منطقه نيز کم يا پيش ، شاعر شهيد ايراني را عزيز مي شناسند. از روزگار او تا زمان ما از معروف ترين شاعران ايراني است. در اروپا نيز نزديک دو قرن است که اهل شعر و ادب با او آشنايي دارند. نخست مردم آلمان بودند که او را در يافتند شاعر بزرگ گوته مسحور نغمه هاي خوش آهنگ او شد که بر اثر الهام حافظ بود که گوته ديوان شرق و غرب را نگاشت. و در اين باب ذر سال 1810 در دفتر خاطرهايش نوشت :
«من ناگزير شدم که بيافرينم زيرا که بي آن نمي توانستم اين تجلي نيرومند را تحمل کنم »
گوته در فصلي که آن را حافظ نام گذاشت و بسياري از قطعات ديگر اين ديوان حسن ستايش خود را نسبت به حافظ بيان مي کند و مي خواهد که گم کرده هاي خود را در نغمه هاي آهنگين او بيابد و چنين مي گويد :
آرزومندم که در شيوه قافيه پردازي تو شريک باشم
تکرار صوتها هم دلگشاي من است
نخست معني را در مي يابم ، آنگه الفاظ را
هيچ صوتي دو بار طنين نمي افکند
مگر به آن قصد که معني خاصي به سخن ببخشد
چنانکه تو مي کني ،اي شاعري که
اين موهبت را از ميان جمع تو داري ...
روحش شاد
نویسنده » کوثر » ساعت 12:25 صبح روز شنبه 21 مهر 1386